تبليغاتX
کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

کمیته پیگیری وضعیت احمد باطبی

کارزار دفاع از آزادی احمد باطبی زندانی سیاسی و سمبل یک نسل

حمایت از احمد باطبی در مراسم زنان افغانستان

نامه پدر احمد باطبی در محفل جمعیت انقلابی زنان افغانستان به مناسبت روز جهانی زن در کابل قرائت شد و از تمامی حدود 2000 شرکت کننده درخواست صورت گرفت که در این زمینه سهم شانرا ادا نموده به مقامات مربوطه اعتراض شانرا برسانند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 23:53  توسط کمیته  | 

شعری از پروانه فروهر

[batebi+a+copy.jpg]

شما ای اهرمن های سيه رو

شما ای مردمان پست و بدخو

شما ای ناجوانمردان دوران

شما نامردمان، ياران شيطان

شما ای بر بلندی ها نشسته

همه از مردمی پيمان گسسته

زمان پيری است جادوگر پرافسون

گهی پيمانه پر می، گاه پرخون

گهی می خندد همچون نوعروسان

گهی می خندد از دل چون عروسان

گهی از سينه بر می دارد افغان

گهی تلخ است كام و گاه شيرين

گهی لبخنده داری گاه غمگين

شما ای اهرمن های گنهكار

شما ای در گلستان همچنان خار

شما از همرهان خود گسسته

شما عهد دليران را شكسته

نمی بينيد موج خشم مردان

نميبينيد آتش های سوزان

زبانه می كشد سوزان و سركش

شرار شعله های خشم آتش

فرو می سوزد اين دور زمان را

شما مردان ننگين جهان را

 فرو می پاشد از هم بند و زندان

دليران باز می آيند خندان

 

پروانه فروهر

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 21:0  توسط کمیته  | 

نامه باقر باطبی به عفو بین الملل : نمیخواهیم فرزندمان احمد باطبی را در گوشه زندان از دست بدهیم!

میخواهم با شما سخن بگوئیم. ما از شما مردم در هر کجا که هستید برای نجات پسر عزیزمان احمد استمداد می طلبیم. خواهش میکنیم برای نجات پسرمان احمد باطبی ما را یاری کنید! این انتظار یک پدر و مادر از شما است. احمد مٽل فرزند شماست. برای نجات فرزندتان کاری کنید!
اسم احمد باطبی پسر عزیز و جگر گوشه ما دیگر نه تنها برای شما بلکه  برای مردم سراسر دنیا آشنا است. عکس پسرم توسط تمام خبرگزارهای دنیا مخابره شده است و همه با تصویر احمد باطبی که پیراهن خونین یک دانشجو را بلند کرده است، اشنا هستند.
پسر من هیچ جرمی مرتکب نشده است. جرم او از قرار این است که پیراهن خونین یکی از هم دانشگاهی هایش را در جریان اعتراضات ۱۸ تیر ۷۸ بلند کرده است. برای این اقدام فرزند ما دستگیر شد و برایش حکم اعدام صادر شد.
با دستگیری و صدور حکم اعدام برای فرزندمان معنا و روال زندگی ما عوض شد. من و مادر احمد دیگر شب روز نداشتیم. فقط یک هدف داشتیم. نجات فرزندمان از اعدام. پس از تلاشهای بسیار، پس از دوندگیهای زیاد، پس از اعتراضات گسترده شما در گوشه و کنار دنیا، پس از ارسال نامه های متعدد به سازمانهای حقوق بشری و ملاقات با مسئولین دولتی، پرونده احمد مجددا بازبینی شد و حکم احمد به ۱۵ سال زندان تغییر کرد.
ما شاد بودیم که پسرمان از اعدام نجات یافته است. جشن گرفتیم. اما ما مٽل بسیاری از شما پدر و مادریم و نمیخواهیم که خراشی به زندگی فرزندمان وارد شود. میخواستیم که آزاد شود. و از اینکه باید شاهد این باشیم که احمد بهترین دوران زندگی اش را در گوشه زندان سپری کند دچار غم و اندوه بزرگ دیگری شدیم.
روزها و سالها سپری می شد و ما در تلاش برای آزادی فرزندمان هر تلاشی کردیم. از همگان تقاضای کمک برای آزادی او کردیم. به سراغ هر نهاد و هر مقام دولتی رفتیم. و هر روز شاهد بودیم که چگونه فرزند ما پژمرده تر می شود و روز به روز وضعیت جسمی اش در زندان بعلت نبود ابتدائی ترین امکانات زیستی ضعیف تر می شود.
۷ سال بازداشت در زندان دیگر چنان وضعیت جسمی احمد را به تحلیل برده بود که برای مداوا مجبور شدند او را از زندان مرخص کنند. احمد تحت نظر پزشک بود و مداوای او ادامه داشت تا اینکه در ۷ مرداد ماه سال ۸۴ مجددا در منزل دستگیر شد و به زندان اوین بازگردانده شد.
این بار دیگر مادرش حتی قدرت رفتن و مراجعه کردن به مسئولین و ملاقات او در زندان را نداشت. بعلاوه فشار مقامات امنیتی علیه ما نیز افزایش پیدا کرد. مصاحبه ها و نامه نگاریهای ما با رسانه ها با تهدید نیروهای امنیتی روبرو شود. اما مگر میشود در مقابل این تهدیدات دست از تلاش برای آزادی فرزندتان بردارید؟
 من مٽل بسیاری از شما یک پدرم. مٽل همه پدران آرزوی خوشبختی فرزندم را دارم. آرزو دارم که درمراسم فارغ التحصیلی اش، درمراسم ازدواج و عروسی اش، و در آرزوی تولد فرزندش شرکت کنم. اما در عوض ۸ سال است که چشم به عکسهای احمد دوخته ایم و اشک می ریزیم، تازه باید شاهد این باید باشیم که همسرش سمیه نیز در تاریخ ۲ اسفند ربوده و زندانی شود. از زمین و آسمان برای ما مصیبت میبارد.
اکنون احمد در اعتراض به دستگیری همسرش دست به اعتصاب غذای خشک بزند. دیگر تحمل این وضعیت را نداریم. کمکمان کنید. کمک کنید تا فرزند دلبند مان را آزاد کنند! کاری از از دست ما جز درخواست و تقاضای کمک مجدد از شما مردم ساخته نیست. خطر مرگ زندگی احمد را تهدید میکند. سمیه در زندان است. کمک کنید! 
تنها یک راه در مقابل ماست. من و مادر احمد اعلام میکنیم که اگر تا روز ۱۰ اسفند فرزندمان و همسرش را تا ۱۰ اسفند برای ادامه معالجاتش آزاد نکنند ما در پارک دانشجو با عکس فرزندانمان تا آزادی شان تحصن خواهیم کرد.
ما از تمامی رسانه های خبری دنیا میخواهیم که برای آزادی فرزندانمان این اعتراض ما را منعکس کنند. صدای استمداد ما را به گوش همه برسانند. ما از تمام خانواده های زندانیان سیاسی میخواهیم که برای آزادی و نجات عزیزانشان به ما بپیوندند.
باقر باطبی
کرج – ایران
۴ اسفند ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 12:46  توسط کمیته  | 

مراسم" شب شعر پاسداشت زندانیان سیاسی" برگزار گردید

 
محمد صادقی مجری برنامه در کنار سیمین بهبهانی
شب شعر پاسداشت مقاومت احمد باطبی و سایر زندانیان سیاسی عصر امروز با حضور پدر احمد باطبی ، فعالان سیاسی ، دانشجویی ، روشنفکران و اعضای کانون نویسندگان ایران در محل سازمان دانش آموختگان ایران برگزار گردید.


به گزارش خبرنگار ادوارنیوز درابتدای این مراسم محمد صادقی مجری این برنامه با یاد و ستایش از زندانیان سیاسی و تمامی افرادی که به سبب بیان عقیده و انتقادشان در زندان بسر می برند گفت: امید است که صراحت و جسارت قلم هیچ حکومتی را به هراس نیفکند.

صادقی با نامبردن از: احمد باطبی،دکتر کیوان انصاری، سعید درخشندی،ابوالفضل جهاندار،بابک مهدیزاده،آرش بهمنی، کوهزاد اسماعیلی، حشمت الله طبرزدی،دکتر زرافشان، علی فرحبخش ابراز امیدواری کرد این افراد و تمامی زندانیان سیاسی در بند آزاد شوند.


در این مراسم رضا کرمانی دبیر تحریریه نشریه نامه به نمایندگی از سید علی صالحی دبیر کانون نویسندگان ایران که به دلیل بیماری موفق به حضور در برنامه نشده بود با بیان سخنان کوتاهی شعری از سید علی صالحی شاعر معاصر قرائت کرد.


در ادامه برنامه جواد مجابی شاعر معاصر و عضو کانون نویسندگان ایران با اشاره به 40 سال فعالیت این کانون در زمینه مبارزه با سانسور گفت: اصل بر این است که سانسور نباشد نه اینکه مقدار آن کم و زیاد گردد. وی در ادامه به قرائت شعر پرداخت.

 



همچنین در این مراسم حسن اسدی زید آبادی عضو کمیته حقوق بشز سازمان دانش آموختگان بیانیه این کمیته در خصوص موارد اخیر نقض حقوق زندانیان سیاسی را قرائت کرد.



در ادامه کوهیار گودرزی دبیر کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر بیانیه این کمیته در خصوص وضعیت نگران کننده احمد باطبی را قرائت کرد.


همچنین سعید حبیبی بیانیه کمیته پیگیری آزادی احمد باطبی را قرائت نمود.

موسوی خوئینی،بابک احمدی و جواد مجابی


در ادامه این برنامه دکتر بابک احمدی نویسنده و مترجم با اشاره به پایمال شدن حقوق انسانی افراد در سالهای اخیر به تجمعات اینچنینی که در 1 سال گذشته در اعتراض به وضعیت اکبر گنجی، مهندس موسوی، مرگ اکبر محمدی ، منصور اسانلو، دکتر زرافشان، دکتر جهانبگلو و نهایتا احمد باطبی تشکیل شده است گفت: احمد باطبی فردی است که در تمامی این گردهمایی ها از نام او و ظلمی که به او شده است یاد می شود. احمدی با اشاره به فضای غمزده حاکم بر جلسه و اشعار قرائت شده گفت: نباید در شرایط حاضر نا امید باشیم .



 

پدر احمد باطبی میهمان ویژه مراسم

احمدی با اشاره به عنوان جلسه (شب مهتاب) و یاد آوری خاطره کرامت دانشیان و علاقه وی به این شعر گفت: متاسفانه در شرایط حاضر شب مهتابی که باید زندانیان سیاسی را آزاد کند، شهرام جزایری را از زندان فراری داده است. احمدی گفت: امروز در حالی که مخاطرات فراوانی کشورذ را تهدید می کند آقایان از کشف انرژی هسته ای توسط یک دختر 16 ساله در آشپزخانه سخن می گویند. احمدی گفت: باید با همبستگی و اتحاد شرایط حاضر را تغییر داد. 
 

  پدر احمد باطبی نیز از بانیان این برنامه و کمیته پیگیری آزادی باطبی تشکر کرد.

در پایان این برنامه سیمین بهبهانی عضو کانون نویسندگان ایران با تبریک به پدر احمد باطبی به سبب داشتن فرزند مقاومی همچون احمد، شعری را برای حضار قرائت کرد.

از: ادوار نیوز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:31  توسط کمیته  | 

بيانيه‌ کانون نويسندگان ايران در باره رويدادهای ناگوار اخير

مردم آزاده ی ايران!

در هفته های اخير، در ادامه سرکوب، مسايل مهمی رخ داده است که با توجه به شرايط دشوار کنونی، سرنوشت مردم ميهن ما را به مخاطره جدی می‌اندازد. مهم ترين اين رويدادها عبارت‌اند:

۱ – کانون بارها در باره مجازات اعدام اعتراص کرده و خواهان برچيده شدن احکام اعدام شده است . در يک سال اخير در چند استان از جمله خوزستان ، کردستان، سيستان و بلوچستان اعدام هايی صورت گرفته که آخرين مورد آن اعدام چند نفر در شهر اهواز و زاهدان است .

۲ -وضعيت جسمی و روانی احمد باطبی که از سال ۷۸ تاکنون در زندان بوده ، همه ی مردم را نگران کرده است . کانون نويسندگان ايران خواهان آزادی فوری احمد باطبی و ديگر زندانيان سياسی است. ما می خواهيم هرچه زودتر وضعيت عمومی اين دانشجوی مبارز از طريق رسانه ها به اطلاع عموم مردم برسد و اقدام به معالجه او شود.

۳- متاسفانه اخيرا سايت کانون نويسندگان ايران نيز همچون بسياری از سايت های ديگر مسدود شده است، و اين تنها راه ارتباط کانون با مخاطبانش از ميان رفته است.


۴- نشريات دانشجويی با سانسور شديدی روبه رو هستند و روزی نيست که شماری از اين نشريات توقيف و نويسندگان آن ها به دادگاه فرا خوانده نشوند. ما می خواهيم که اين سد وبندها از پيش روی نشريات روشنگر دانشجويی برداشته شود.

۵ - موج سرکوب روشنفکران و نويسندگان ايران، هنرمندان و فعالان سياسی – اجتماعی هر روز ابعاد و شکل های گوناگون به خود می‌گيرد. احضار به دادگاه ها، امری روزمره شده است. تهديد و ارعاب مستقيم و غير مستقيم به ابزاری معمول بدل گشته است. در کنار اين شيوه ها، مدتی است برخی روزنامه ها ، قلم بر مدار روزگار قتل های زنجيره ای می‌گردانند و يادآور برنامه ی "هويت " و "چراغ" شده‌اند. هتاکی می‌کنند و می‌کوشند با بهره‌گيری از واژه‌هايی چون "مرتد"، "معاند" ، "مفسد" و ... زنجيره‌ای ديگر بسازند. عوامل اجرايی اين سياست ، در کوچه و پس کوچه ها، راه بر نويسندگان و فعالان سياسی می بندند و آن ها را به قصد کشت کتک می زنند.

کانون نويسندگان ايران اعتراض و انزجار شديد خود را نسبت به اين گونه اعمال ابراز می دارد و خواستار پايان دادن به چنين حرکات ضد انسانی است .

کانون نويسندگان ايران
۵ / ۱۲ / ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 23:49  توسط کمیته  | 

کدام حمله مغزی؟ کدام ربودن همسر؟ چند کلمه درباره نوشته اخير آقای درخشان، ف. م. سخن

خسرو گلسرخی در بیدادگاه نظامی شاهاگر در ايام دهه فجر، محاکمه‌ی خسرو گلسرخی را که از کانال سه سيما پخش شد ديده باشيد، حتما به خاطر داريد موقعی که او با صلابت در ميان بهت و حيرت حاضران اظهار می‌داشت که: "اتهام سياسی در ايران، نيازمند اسناد و مدارکی نيست. خود من، نمونه‌ی صادق اين‌گونه متهم سياسی در ايران هستم. در فروردين ماه، چنان‌که در کيفرخواست آمده، به اتهام تشکيل يک گروه کمونيستی، که حتی يک کتاب نخوانده است، دستگير می‌شوم. تحت شکنجه قرار می‌گيرم و خون ادرار می‌کنم..." صدای خفه‌ی يک نفر در وسط دادگاه شنيده می‌شود که می‌گويد: "دروغه!"

شايد خيلی‌ها ندانند که صاحب اين صدا کيست. شايد گـُـمان بَرَند که او يکی از ماموران رژيم است که قصد تبرئه‌ی ساواک را داشته. اما اين‌طور نيست. "دروغه" را يکی از هم‌گروهی‌های گلسرخی بر زبان می‌آورد. ابراهيم ف.ر.، برای خودشيرينی، اين "دروغ" را می‌گويد. ببينيد همين شخص، در دفاع از خودش به چه وضع رقت‌باری می‌افتد:
"از زمانی که فهميدم افکار انسانی و عاطفی خانمم تحت تاثير و تلقين شيادانی خيالباف که از خود قهرمانی پوشالی ساخته بودند قرار گرفته و اين حيله‌گران و شارلاتانان و مفسدان اجتماعی که حرفه‌ای جز شيادی نداشته‌اند و چون سوداگران مرگ که مواد مخدر توزيع می‌کنند و اول عاملين خود را معتاد و بعد آن‌ها را به هر کار ناشايستی وادار می‌کنند..."

نمی‌دانم ايشان در چه وضع روحی و جسمی، دوستان خود را شياد و حيله‌گر و شارلاتان و مفسد اجتماعی می‌نامد، اما يقين دارم، حتی ماموران ساواک، اين فرد را موجودی ذليل و خوار می‌بينند که حاضر است به خاطر منافع شخصی‌اش، ديگران را قربانی کند. در مقابل، گلسرخی‌ی "کمونيست ِ توطئه گر" چنان با صلابت است که بازجوی ساواک بعد از تاييد حکم اعدام، با تاسف اظهار می‌دارد "من تمام تلاش خودم را کردم، ولی نتوانستم برای آن‌ها (گلسرخی و دانشيان) کاری بکنم. اميدوارم خدا نجات‌شان بدهد. ولی اگر آن‌ها را اعدام کنند، من اولين نفری هستم که سياه می‌پوشم و دنبال تابوت‌شان راه می‌افتم..." دنبال تابوت همان گلسرخی که مردانه در مقابل بازجو ايستاد و بر سرش فرياد زد؛ همان دانشيان که در مقابل توهين بازجو تاب نياورد و او را کتکی جانانه زد.

آن کس که "دروغه" گفت، زير فشار بود؛ زير شکنجه بود؛ خطر مرگ تهديدش می‌کرد؛ دو دختر خردسال داشت و بايد به فکر آينده آن‌ها می‌بود...احمد باطبی روی جلد اکونومیست

اما امروز، همين جريان، در شکل کمدی‌اش تکرار می‌شود. جوانی را به جرم بالا بردن يک زيرپيراهن خونی ابتدا به اعدام و بعد به حبس طولانی مدت محکوم می‌کنند. هفت سال از بهترين سال‌های زندگی اين جوان پشت ميله‌های زندان می‌گذرد. او را به خاطر بيان عقايدش تحت فشار قرار می‌دهند. برای درمان خارج از زندان به او مرخصی نمی‌دهند. وسايل شخصی‌اش را به هم می‌ريزند. جانش را به لب می‌رسانند تا بالاخره دچار حمله‌ی عصبی می‌شود. روانه‌ی بيمارستان‌اش می‌کنند. معالجه شروع نشده، او را به زندان باز می‌گردانند. همسرش را در وسط خيابان بازداشت می‌کنند. او برای دفاع از خود و همسرش به اعتصاب غذای خشک دست می‌زند...

 

حال، يک نفر(حسین درخشان، فعلا ساکن اسرائیل) در خارج از زندان، درست‌تر بگويم يک نفر در خارج از ايران، بدون اين‌که زير شکنجه باشد، بدون اين‌که تحت فشار باشد، بدون اين‌که دو دختر خردسال داشته باشد، در وب‌لاگش فرياد می‌زند: "دروغه!"

کاش به اين "دروغه" بسنده می‌کرد. بريده‌ی جرايد رو می‌کند که باطبی زندانی، همان‌که به خاطر بلند کردن زيرپيراهن خونی تا پای اعدام رفته و در نهايت به حبس بلندمدت محکوم شده، با ريچارد پرل آمريکايی در تماس بوده! به صراحت می‌نويسد:

"ببينيد من کی می‌گويم. باطبی قرار است مثل سازگارا و فخرآور به بهانه‌های مختلف بيرون بيايد تا بشود رهبر کاريزماتيک جامعه‌ی جوان ايران برای روزی که در اثر تحريم‌ها يا حمله‌ی نظامی جمهوری اسلامی ضعيف شد، بتواند جوان‌های ناراضی را در آن شرايط بحرانی از طريق تلويزيون‌های آمريکايی (که به قول خود جمهوری اسلامی ۲۵ درصد بيننده دارند) بسيج کند و به خيابان بياورد و انقلاب مخملی راه بيندازد."
حسین درخشان معروف به هودر فعلا ساکن اسرائیل

اين‌ها گفته‌ی همان شاهدی‌ست که به قول کيهان "از غرب رسيد". يعنی اين سخنان ِ آقای درخشان، همانند سخنان قبلی‌شان، مورد توجه پرونده‌سازان امنيتی "کيهان" قرار خواهد گرفت و به ظن قريب به يقين، فردا بازجويان ِ باطبی به آن‌ها استناد خواهند کرد.

نمی‌دانم وقتی انقلاب شد، گوينده‌ی "دروغه" در دادگاه گلسرخی چه حالی داشت. حدس می‌زنم خجالت کشيده باشد؛ حتی اگر زير فشار بوده باشد؛ حتی اگر شکنجه شده باشد؛ حتی اگر کابل و شلاق، گوشت پاهايش را کنده باشد. حدس می‌زنم انسان خجالت بکشد حتی اگر جای خجالت کشيدن نباشد. اما نمی‌دانم امثال آقای درخشان که در آزادی و رفاه نشسته‌اند و با سخنان‌شان ديگران را گرفتار می‌کنند، فردا با خجالت‌شان چه خواهند کرد؟

در اين رابطه:   [ماجراهای احمد باطبی، حسين درخشان، سردبير خودم]     [وبلاگ ف. م. سخن]

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 22:36  توسط کمیته  | 

برای احمد باطبی و مقاومت مستمرش

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 4:12  توسط کمیته  | 

سمیه بینات آزاد شد

سمیه بینات ساعاتی پیش سمیه بینات پس از نزدیک به سه روز بازداشت، از زندان آزاد و نزد خانواده خود بازگشت.

سمیه بینات که شب گذشته از بازداشت آزاد شده بود با خانواده خود تماس گرفته است و اطلاع داده است که فعلا در گرگان برای کارهای مربوط به طرح پزشکی خود باقی می ماند.

گفته می شود که پرونده ای بر علیه وی در شعبه ده دادگاه انقلاب اسلامی گرگان گشوده شده است.

اما احمد باطبی به اعتصاب غذای خود خاتمه داده است.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 23:47  توسط کمیته  | 

برگزاری مراسم شب شعر بزرگداشت زندانیان سیاسی در سازمان دانش آموختگان ایران

                        شب شعر برای احمد باطبی و زندانیان سیاسی

مراسم شب شعری با حضور شعرا، فعالان سیاسی و فرهنگی و دانشجویان بمنظور پاسداشت مقاومت احمد باطبی و  زندانیان سیاسی در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) برگزار می گردد.

لازم به ذکر است، این شب شعر عصر دوشنبه 7 اسفندماه از ساعت 17 برگزار می گردد.

ادوار نیوز

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 21:30  توسط کمیته  | 

اطلاعیه پدر عزت ابراهیم نژاد

خانواده عزت ابراهیم نژاد، شهید کوی دانشگاهپدر عزت ابراهیم نژاد نیز در پی فشارهای وارده در طی این چند هفته بر خانواده های زندانیان سیاسی مخصوصا بر خانواده های حادثه کوی دانشگاه و فشار مجاب رژیم برای بستن تمام پرونده های حادثه کوی دانشگاه مخصوصا پرونده عزت و همچنین وضعیت احمد باطبی اعلام کرد که ما آخرین نفس از راهمان و عزیزانمان که در این راه جان خود را نثار کرده اند حمایت می کنیم .

 رژیم جمهوری اسلامی این را بداند که ملت و مردم ما از خون عزت و اکبر هرگز نخواهیم گذشت و با این فشارها هرگز تسلیم نخواهیم شد.

 همانطور که فرزند عزیزم احمد باطبی سمبلی از مقاومت و ایثار برای تمامی آزادیخواهان جهان است ما نیز در پی فراخوان برادر عزیزم پدر احمد باطبی همگام و همقدم با او و تمامی آزادیخواهان ایران در این تجمع شرکت می کنیم و هرگز اجازه نمی دهیم که با سرنوشت عزیزانمان هر طور که بخواهند بازی کنند.

 رژیم این را بداند که با زندانی کردن فرزند من هرگز راه به جایی نخواهد برد ،غیر از این که فقط و فقط جنایات خود را بیشتر می کند

   قاتلان عزت ابراهیم نژاد و فاجعان حادثه کوی دانشگاه الان آزاده می گردند و نعره های مستی سر می کشند ولی این را بدانند که روزی همین ملت که اکنون از زیر فشار این رژیم خود را به پستوها کشیده اند روزی با صدای عدالت خود آنها را محاکمه می کنند .

 من از خون عزت می گذرم ولی هرگز و هرگز اجازه نخواهیم داد که دست آن قاتلان به خون جوانان این وطنم و مخصوصا احمد عزیزم که با از خود گشتگی جور تمام ناجوانمردان که با نام مبارز در هر سوی جهان و ایران هستند و فقط به فکر منافع خود هستند، را به دوش می کشد، برسد... هرگز اجازه نخواهیم داد...

 من هم از همه مبارزین و فعالان می خواهم که با حضور خود در این فراخوان بار دیگر از فرزند بزرگ خود یعنی احمد باطبی دفاع کنند. 

پاینده و سرافراز باشید

ما هرگز زیر بار ظلم نخواهیم نرفت

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 14:45  توسط کمیته  | 

عفو بین‌الملل نگران وضعیت احمد باطبی است

عفو بین الملل در بیانیه‌ای که از وضعیت احمد باطبی و همسرش ابراز نگرانی کرد. در این بیانیه که از سوی عفو بین‌الملل امروز منتشر شده آمده است:
طبق گزارش‌های رسیده، احمد باطبی در زندان اوین مراقبت‌های پزشکی کافی دریافت نمی‌کند و در روزهای اخیر از یک حمله عصبی جدی رنج برده که تا بی‌هوشی او ادامه داشته است. زندگی او ممکن است در خطر باشد. احمد باطبی روز بیست و دو فوریه در تماس تلفنی از زندان به پدرش گفته است که مقامات زندان به او توجه نمی کنند. او از پدرش خواسته و اگر جانش را از دست داد به جای مراسم عزاداری برای او جشن زندگی‌اش را بگیرد.."

سمیه بینات، همعفو بین المللسر احمد باطبی، در روز بیست و یک فوریه در خارج از تهران بازداشت شد. مکان دقیق بازداشت او برای عفو بین الملل شناخته نشده است. عفو بین الملل نگران است که او به خاطر ارتباط با احمد باطبی در خطر ارعاب و اذیت و آزار و یا بدرفتاری و سوء استفاده باشد..

احمد باطبی در پی اولین دستگیری‌اش در ارتباط با تظاهرات دانشجویی در کوی دانشگاه تهران در سال1999 ، چندین بار در بازداشتگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. بعد از آن، او 6 سال را در زندان گذرانده ، در موقعیت های نامناسب و سختی بازداشت شده و سلامتی او رو به وخامت گرائیده است. او از مشکلات عدیده پزشکی که نتیجه شکنجه و بدرفتاری در زندان است رنج می برد. او مانند بسیاری دیگر از زندانیان، درمان های پزشکی را با تاخیر دریافت داشته و یا رد کرده است.

در بیانیه عفو بین الملل آمده طبق گزارش‌های دریافتی، احمد باطبی چندین حمله عصبی را در روز 16 فوریه تحمل کرده که در اثر آنها در طول یک روز، بیش از یک دوره حداقل سه ساعته در بی هوشی کامل قرار گرفته است. طبق گزارش‌ها، هم‌بندان باطبی او را به بهداری زندان بردند. گزارش‌های تایید نشده نشان می‌دهد، احمد باطبی یک ضربه را متحمل شده است.
روز 18 فوریه او بر اثر یک حمله ناگهانی دیگر به بیمارستان شهدای تجریش در شمال تهران منتقل شد. در آنجا از او اسکن و ام آر آی گرفته شد که نتیجه‌اش برای عفو بین‌الملل روشن نیست. در روز 19 فوریه، اگرچه پزشکان به ماموران زندان گفتند او به مراقبت‌های پزشکی در بیمارستان احتیاج دارد و در شرایط مناسبی نیست که زندانی شود، اما او به بهداری زندان بازگردانده شد.

بر اساس خبرهای روز 20 فوریه، مسئولان زندان اوین اظهار داشتند که احمد باطبی به خاطر حساسیت‌هایی که دوستانش در بیرون از زندان بر انگیختند به زندان بازگردانده شد. پدر احمد باطبی شکایت کرده است که فرزندش دوباره با دستبند و پابند به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد، اما از آنجا با تاخیر به بیمارستانی دیگر اعزام گردید. مدیر بیمارستان شهدای تجریش به پدر احمد باطبی گفته که به او دستور داده‌اند تا احمد باطبی را از بیمارستان مرخص کند. او بعدا به زندان بازگردانده شد و در بهداری زندان زیر نظر است. در حالی‌که یکی از دوستان احمد باطبی عنوان کرده که دو قسمت مغز باطبی وضعیت غیر عادی نشان می دهد اما روز 20 فوریه یک سخنگوی قوه قضائیه اظهار کرد که که وضعیت باطبی رضایت بخش است.

عفو بین‌الملل با یادآوری این نکته که به احتمال خیلی زیاد احمد باطبی از تشنج و حملات ناگهانی بیشتری رنج خواهد برد از مقامات ایرانی خواسته است درمان‌های پزشکی مورد نیاز باطبی را در اختیار او بگذارند. بر اساس این بیانیه، عفو بین الملل به خاطر غفلت بخشی از مقامات زندان از توجه به بهداشت و سلامت زندانیان، برای زندگی احمد باطبی ابراز نگرانی کرده است.

رادیو زمانه

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 14:32  توسط کمیته  | 

Free Somaye Bayanat

Iran: Free Wife of Political Prisoner Seized on Street

(New York, February 23, 2007) – The Iranian government should immediately release Somaye Bayanat, wife of the well-known political prisoner Ahmad Batebi, and investigate the manner in which she was snatched from the streets, Human Rights Watch said today.  

On February 21, two men, thought to be security and intelligence agents, sSomayeh Bayanat and Ahmad Batebinatched Bayanat from the streets in the northern city of Gorgan, where she works as a dentist. Somaye Bayanat’s brother, Miad Bayanat, provided Human Rights Watch with details of how his sister was detained. Bayanat was meeting a friend at 8 p.m., and as she approached her friend’s car, a light-colored Peugeot pulled out in front of her. Two men exited the car, showed Bayanat a piece of paper, forced her into the vehicle, and drove off.  
 
“The authorities seem to have arrested Somaye Bayanat by snatching her in a kind of kidnapping,” said Sarah Leah Whitson, director of Human Rights Watch’s Middle East and North Africa division. “The Iranian government should release Bayanat and investigate this outrageous arrest.”  
 
According to Miad Bayanat, in the immediate aftermath of her apparent abduction, Bayanat’s family searched for her at police stations and security force offices, but no one had any information on her whereabouts or would confirm if she had been arrested. Confirmation that Bayanat was in the hands of the security forces came only on February 22, when the family received a phone call at 4 p.m. from her cell phone. A man identified himself as calling from the Gorgan’s Women’s Prison, then handed the phone to Bayanat.  
 
Bayanat’s family had heard from her twice after her arrest but before they learned of her whereabouts. First, several hours after her detention, she called a cousin and told him that she would be sending her house keys to him by taxi so that he could take care of her pet.  
 
The family also repeatedly tried to call her cell phone between 8 p.m. and 1:30 a.m., when she finally answered her phone. On this occasion, in an extremely brief phone conversation, Bayanat told them that she was on a work-related trip to the city of Mashad. According to the family, Bayanat had not told them in advance about any such trip, and when they pressed her on the issue, she replied that she could not speak anymore but that she was not arrested.  
 
Finally, on February 22, the family received the phone call apparently made on Bayanat’s cell phone from Gorgan’s Women’s Prison. Bayanat told her family that she had been arrested in connection with a group of medical doctors with whom the authorities are alleging she works, and that she had been charged with several criminal offences, including forging medical documents and performing illegal abortions. She claimed that she would be released within five to seven days.  
 
Miad Bayanat told Human Rights Watch that his family is not aware of any such group of doctors and does not believe any of these allegations, as Bayanat is a dentist.  
 
Bayanat’s arrest comes at a time when her husband, political prisoner Ahmad Batebi, has been suffering severe health problems resulting from the physical and mental pressures of detention, including severe beatings and torture. Security forces arrested Batebi in 1999 for participating in student protests, and the Judiciary subsequently sentenced him to 10 years’ imprisonment. On February 18, the authorities transferred Batebi from Tehran’s Evin prison to Tajrish Shohada Hospital. According to news reports, Batebi’s physician, Hesam Firoozi, announced that Batebi’s condition is dire and that he requires treatment outside of prison. On February 20, the Judiciary’s spokesman, Alireza Jamshidi, told reporters that Batebi’s health is fine. Batebi was returned to Evin and is currently held in section 350 of the prison. He has told his family that he is on a hunger strike to protest his wife’s abduction.  
 
“The Iranian government should release Somaye Bayanat, drop the dubious charges against her, and give proper medical care to her husband Ahmad Batebi,” said Whitson.  
 
Background  
 
Ahmad Batebi first came to international attention when his photo was published on the cover of The Economist magazine in 1999. In the now-famous photo, Batebi is standing in a crowd of student protestors and holding up the bloodied shirt of a fellow student who had been beaten by plainclothes militia during the protests.  
 
Authorities arrested Batebi in connection with his participation in these protests and he was initially handed a death sentence on charges related to endangering national security. The sentence was later commuted, first to 15, then to 10 years’ imprisonment.  
 
While interrogating Batebi, security forces severely beat and tortured him. He described these early experiences in a detailed letter dated March 23, 2000, which he smuggled out of Evin prison. As a result of this torture and poor detention conditions, Batebi’s hearing and eyesight were diminished, and he lost several teeth.  
 
Since being incarcerated, prison authorities have allowed Batebi to leave the prison on furlough several times, usually to seek medical treatment. During one such furlough in November of 2003, authorities detained Batebi following his meeting with Ambeyi Ligabo, the United Nations Special Rapporteur on the Right to Freedom of Opinion and Expression, who was visiting Iran on a fact-finding mission.  
 
After another furlough in the spring of 2005, Batebi did not report back to prison, although authorities were aware of his whereabouts. In July of 2006, Batebi was re-arrested and has been serving his sentence in Evin prison.  
 
Batebi’s physical and mental health have continued to deteriorate in prison, resulting in his recent hospitalization on February 18 at Tajrish Shohada Hospital. He has since been returned to Evin prison. His physician Hesam Firoozi has confirmed his family and friends’ claims that Batebi requires immediate health care in appropriate health care facilities.


+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 14:23  توسط کمیته  |